قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

200

تاريخ الفي ( فارسى )

مىنمود « 1 » و بيخ شجرهء فتنه كه در ساحت سينهء شمايان ثابت گشته مقطوع مىساخت . طوعا و كرها مطيع و منقاد او بوديد و من در غايت لين و رفق با شما سلوك مىكنم و [ در ] تحمّل مشاقّ و مكاره كه از شما به من مىرسد مضايقه نمىنمايم و زبان و دست خود را از شما كشيده مىدارم . زيان اين طريقه اكنون به من عايد مىشود كه چنين بر من گستاخ شده مىآييد . آيا حقّ شما را بازگرفته براى خود تصرّف كرده‌ام ؟ من از بيت المال دانه‌اى براى معيشت خويش صرف ننموده‌ام ، و ابو بكر وجه معيشت خاصّه و اهل و عيال خود از بيت المال مىگرفت . و اگر گويند عطيات وافره و انعامات متكاثره از بيت المال به اقارب خود دادى ، رأى سلطان را در بيت المال اعتبارى تمام است . مرا بيش از اين به گفتار مياريد . دراين‌حال مروان بر پاى خاست و با مردم بسيار غلظت و درشتى كرد . عثمان آخر وى را منع كرد و از منبر فرود آمد . در اين سال به دستور معهود به حجّ رفت و بعد از تمام مراسم و مناسك معاودت نمود .

--> ( 1 ) . براى آگاهى از ماجراى ضرب و شتم عمار ياسر و عبد الله بن مسعود به وسيلهء عثمان و ياران وى - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 64 ؛ ناسخ التواريخ ، ج 2 از كتاب دوم ، ص 441 .